همان هنگام صورت گرفت و در طي عصر نوزايي ادامه يافت‌. اين لاتيني شدن تاحدي بد و تاحدي خوب بود، به‌ويژه سبك اُرام به زبان فرانسه قاطعيت و استحكامي بخشيد كه تا آن زمان‌ برايش بيگانه بود.
11. نظريه‌ٴ پول‌. اُرام امروز در جهان به‌خاطر رساله‌اش در باب پول معروف است‌. نخستين‌ شكل لاتيني آن (در 23 فصل‌) به سال 1355 مربوط مي‌شود؛ دومين شكل لاتيني (در 26 فصل‌) در سال 1357/1358 نوشته شد. قبلاً، مشكل بررسي متن‌هاي لاتيني و فرانسه‌ٴ آن و بنابراين تعيين دقيق سهم اُرام را خاطرنشان شديم‌.
بر اثر ((كشف مجدد)) آن رساله در سال 1863 به‌وسيله‌ٴ ويلهلم روشر، و تصحيح مجدد لاتيني‌ و فرانسوي آن به‌وسيله‌ٴ لويي وُلُوسكي در سال بعد، اُرام به‌عنوان بزرگ‌ترين اقتصاددان سده‌هاي‌ ميانه شناخته شد. بعدها، بررسي دقيق انديشه‌هاي اقتصادي سده‌هاي ميانه (به‌وسيله‌ٴ شارل‌ ژوردن در سال 1869 و ديگران‌)، معلوم كرد كه رساله‌ٴ اُرام خيلي كمتر از آنچه قبلاً تصور مي‌شد ابتكاري است و بنابراين‌، اهميت كمتري دارد. با اين همه‌، بايد گفت اين نخستين تك‌نگاري‌ مستقل در اين زمينه بود، نه يك بخش يا فصل در يك رساله‌؛ بلكه رساله‌اي كامل‌. يك‌ نتيجه‌گيري جامع و استوار كه بايد آن را از نقاط عطف مهم در آثار اوليه‌ٴ اقتصادي دانست‌.
در صورتي كه مستقلاً در نظر گرفته شود، اغلب افكار او را در آثار پيشينيان مي‌توان يافت‌. وي با مراجع سده‌هاي ميانه از قبيل جان ساليسبري‌، آلبرت كبير، توماي آكويني‌، اجيديوي‌ رُمي‌، والتر بِرلي‌، با آثار حقوق‌دانان و فقهاي مسيحي و با ادبيات قديم به‌خوبي آشنايي داشت‌. يكي از علل برتري او معلومات عميقش از متون و شرح‌هاي ارسطو بود. او با وسعت‌، ولي نه‌ كوركورانه‌، از همه‌ٴ اين منابع بهره جست‌. ازاين‌رو، در رساله‌اش اظهارات صريحي درباره‌ٴ موضوعاتي از قبيل حرمت ربا و تنزيل پول به‌وسيله‌ٴ صرافي‌، نظريه‌ٴ ارزش (ارزش تنها ناشي از كميابي نيست‌، بلكه به كيفيت ذاتي كالا بستگي دارد)، منشأ، سودآوري و ستروني پول‌، كاركرد پول مسكوك و غيره پرداخته است‌. كمي از اينها كاملاً جديد است‌، ولي تركيب آنها تازگي دارد.ساير عقايد او تازه‌تر است‌، دست‌كم از نظر شدت تأكيد، مثلاً تأكيدش بر ضرورت ثبات ارزش‌ پولي‌، توصيف كيفيات لازم براي پول خوب‌، شرح تغييرات در بهاي فلزات قيمتي‌، تعيين نرخ‌ طلا به نقره و عيار مسكوكات‌. او استفاده و سوءاستفاده‌ٴ پولي فئودال‌ها را به‌سختي مورد حمله‌ قرار داد. بر حقوق اقتصادي جامعه در برابر فرمانروا تأكيد كرد (البته هسته‌ٴ اين افكار از ارسطوست‌)؛ فرمانروا متولي جامعه است‌، وي حكومت را از خدا به‌دست مي‌آورد، ولي تا وقتي كه در جهت منافع عمومي كار كند؛ به ويژه حق ندارد ارزش پول را تغيير دهد. وي با شروع‌ از قضاياي ارسطويي به نتايجي كاملاً مغاير در زمينه‌ٴ ماهيت پول رسيد. ارسطو پول را نشانه يا مقدار ارزش شمرد، اُرام آن را وسيله‌ٴ مبادله‌اي مي‌دانست كه ارزش خود را داراست‌.